بار دگر، بهار از راه می رسد و از عطر خون سرخ شهیدان است که نوروزمان خجسته و خوشبوست و در موسم شکفتن ایمان بر شاخسار جان خلایق، نوروز دیدنی است.

فرارسیدن بهار طبیعت مبارک باد.

آغاز سال نو و جشن عید نوروز با دید و بازدید و تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتن ها کم و بیش در منطقه نیز جریان داشت، اما با همان رنگ و روی منطقه ای. موقع تحویل سال، بعضی سفره هفت سین می انداختند که سین های آن بسته به نوع رسته بچه ها توفیر می کرد. در تخریب که بیشتر با مین سروکار داشتند، به نحوی بود و در زرهی به نحو دیگر. به همین ترتیب بود در سایر واحدها.

سلاح هایی از قبیل سیمینوف و سام - هفت (نوعی موشک) و وسایلی نظیر سمبه و سرنیزه و بقیه آنچه را که از لوازم جنگی بود و حرف اول اسم آنها «سین» در هفت سین جا می دادند. مثل هفت سین واحد تخریب که عبارت بود از: سرنیزه، سیم خاردار، مین سوسکی، مین سبدی، سیم تله انفجاری و در سایر واحدها: سمبه، سیمینوف، سرب، ساچمه.

اگر موقع نوروز و حلول سال نو بعد از عملیات بود، قضیه صورت دیگری داشت. عکس شهدای عملیات را سر سفره می چیدند، به سر لوله تفنگ ها پرچم سرخ می زدند، وصیت نامه ها یا نوار صدای دوستان در لحظات قبل از شهادت را سر سفره می گذاشتند، جای شهدا و مفقودالاثرها را خالی می کردند.

بچه ها تحویل سال، یادش بخیر شلمچه

چیده بودیم تو سفره، سربند و یک سرنیزه

بچه ها خیلی گشتن، تو جبهه سیب نداشتیم

به جای سیب تو سفره، کمپوتشو گذاشتیم

تو اون سفره گذاشتیم، یه کاسه سکه و سنگ

سمبه به جای سنجد، یه سفره رنگارنگ

اما یه سین کم اومد، همه تو فکری رفتیم

مصمم و با خنده، همه یک صدا گفتیم

به جای هفتمین سین، تو سفره "سر" می ذاریم

"سر" کمه؛ هرچی داریم، پای "رهبر" می ذاریم