بیش از حد فعال بود و خود را پیش مرگ نیروها قرار می‌داد. هیچ وقت نمی‌ترسید. به نماز جمعه و جماعت اعتقاد خاصی داشت. یک بار آقای فرخی(امام جمعه) گفتند که: "آقای بالازاده شما در جبهه چه چیزی دیده ای و به چه دلیل به جبهه می‌روی؟ من شنید ام که در واحد بسیج خیلی فعالی، قد و قواره ات هم کوچک است؛ اینجا بمان، دوستان به همکاری شما نیاز دارند و این دو سه باری که به جبهه رفته ای بس است و بمان این جا هم کمی فعالیت بکن."

مرحمت برگشت و گفت: "حاج آقا این چه حرفی هست که می‌زنید؟ سنگر شما در این جا و نماز جمعه است؛ شما در این جا فعالیت بکنید و سنگر من هم در جبهه است. شما این توان را دارید که در خطبه‌ها مردم را ترغیب و تشویق بکنید به دین اسلام و به جبهه و جنگ تا فرمایش امام زمین نماند، من هم این توان را دارم که اسلحه به دست بگیرم و بجنگم و در جبهه حضور پیدا بکنم."

شهید مرحمت بالازاده